به گزارش طبنا (خبرگزاری سلامت) از سایکولوژی‌ تودی، روانشناسان خانواده سوال مطرح شده را اینگونه پاسخ داده است:

آیا ۱۲ سالگی‌تان را به یاد دارید؟ اگر زن هستید، پس حتما مثل تمام دخترهای ۱۲ ساله، دوستان‌تان تمام هستی‌تان بودند. ساعت‌ها تلفنی با آنها حرف می‌زدید و با هیجان در مورد کسی که در سالن ناهارخوری مدرسه نشسته بود، صحبت می‌کردید. مثلا از مدل موی او می‌گفتید. یا برای جشن تولدتان و اینکه چه کسانی را دعوت کنید، برنامه‌ریزی مفصلی می‌کردید. شاید هم ساعت‌ها به اینکه بعدها روز عروسی‌تان چه بپوشید و چه خانه‌ای داشته باشید، فکر می‌کردید. حتما می‌خواستید صاحب دو دختر و دو پسر بشوید و حتی اسم‌های آنها را هم انتخاب می‌کردید.

اما اگر مرد هستید، آیا در ۱۲ سالگی‌تان تمام عصرها، گوش‌تان را به تلفن‌تان می‌چسباندید و در مورد اتفاق‌های مدرسه‌تان صحبت می‌کردید؟ یا در مورد اینکه بعضی از دوستان‌تان چه کار می‌کردند یا چرا فلان شخص در ناهارخوری مدرسه‌تان کنارتان نشست، ساعت‌ها فکر می‌کردید؟ اصلا شما به این موضوعات اهمیت می‌دادید؟ یا در مورد آینده‌تان که همسر فردی و پدر چند فرزند شوید، فکری می‌کردید؟

می‌شود حدس زد که هرگز. چراکه پسربچه‌های ۱۲ ساله، بیشتر به بازی کردن، فکر می‌کنند. نه اینکه ساعت‌ها با کسی صحبت کنند. آنها عاشق فوتبال، بسکتبال و دوچرخه‌سواری‌اند. آنها بیشتر از اینکه فکر کنند، دوست‌شان نسبت به بازی چه احساسی دارد، روی خود بازی متمرکز می‌شوند.

سپس آنها بزرگ می‌شوند و مانند تمام انسان‌ها، کاری را انجام می‌دهند که از آنها انتظار می‌رود. ممکن است درس بخوانند، حرفه‌ای بیابند و سپس با کسی ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدهند. البته اگرچه پسرها همیشه در مسیری متفاوت از دخترها قدم برداشته‌اند اما همه ما توقع داریم، هنگام ازدواج، مسیرهای آنها یکی شده و هر دو در یک راه قدم بگذارند. اما معمولا این اتفاق نمی‌افتد و البته مردها نمی‌خواهند که زن‌ها متوجه این موضوع شوند.

تعریف ازدواج برای مردان و زنان

زن‌ها برای خود ازدواج، ازدواج می‌کنند. اما مردها برای رسیدن به زن، ازدواج می‌کنند. ازدواج برای زن‌ها، درست مانند بسته‌ای از موارد مختلف است. مثلا اینکه آنها می‌توانند خانه، وسایل، فرزند و البته همسرشان را داشته باشند. در واقع بیشتر مردها همیشه از این موضوع شکایت دارند که آخرین جایگاه را در فهرست علاقه‌مندی‌های همسران‌شان دارند و معتقدند که همسرشان اول کودکان، بعد شغل، مادر، خواهر و دوستان خود را دوست دارد و تازه بعد از تمام این موارد به او فکر می‌کند. مردها می‌گویند: زنان‌شان چیزهایی را که نیاز دارند به روش‌های مختلف به‌دست می‌آورند و می‌توانند با تمام افرادی که در فهرست علاقه‌مندی‌شان قرار دارند، دوست و صمیمی شوند. در واقع مردها می‌خواهند که زنان‌شان، فقط با آنها صمیمی باشند.

اما در مورد احساس مرد نسبت به ازدواج، این شرایط کاملا برعکس است و وجود زن برای مرد بسیار مهم است. مردها ممکن است که عاشق خانه و کودکان‌شان باشند اما مهم‌ترین چیزی که می‌خواهند، واقعا ساده است: آنها می‌خواهند که همسرشان در کنار او شاد باشد. آنها ناامیدانه تلاش می‌کنند که خود را به همسرشان نزدیک کنند و اغلب سریع‌ترین راه نزدیک شدن با زن خود را رابطه جنسی می‌دانند. آنها همچنین دوست دارند که همسرشان از آنها تعریف کند و به آنها احترام بگذارد. بیشتر زنان به این موضوع اهمیتی نمی‌دهند اما چنین احساسی واقعی است و وجود دارد.

تعریف جدایی برای مردان و زنان

وقتی مردی وارد یک رابطه دیگر می‌شود یا ازدواج چندین ساله خود را رها می‌کند، همسرش معمولا نمی‌تواند این موضوع را باور و هضم کند. او نمی‌تواند بفهمد که چگونه شوهرش می‌تواند تمام چیزهایی را که در زندگی با هم ساخته‌اند را به خطر اندازد. از نظر زن، خود ازدواج ذاتا باارزش است و مرد چگونه می‌تواند آن را به کناری بگذارد؟

اما بسیاری از مردها معتقدند که می‌شود این کار را انجام داد. در واقع ازدواج نمی‌تواند آنها را در خانه نگه دارد، بلکه خود زن است که توانایی این کار را دارد. مردها، از ازدواج، همسرشان را می‌خواهند و وقتی احساس‌شان نسبت به همسرشان کم شود، ترک کردن باقی موارد موجود در زندگی برای آنها هرگز سخت نیست.

زنانی که این گونه ترک می‌شوند، نمی‌توانند این موضوع را درک کنند. به‌ویژه اینکه مردها از ترس اینکه مبادا زنان خود را از دست بدهند، این حقیقت را به او نمی‌گویند. البته آنها قصد ندارند به همسرشان دروغ بگویند. فقط کاری می‌کنند که فکر می‌کنند باید انجام دهند.

زن‌ها و مردها با توجه به ویژگی‌های خاص خود، باید یکدیگر را خوب بشناسند و به خواسته‌های هم احترام بگذارند تا بتوانند زندگی‌ و رابطه‌شان را به‌درستی حفظ کنند.

مترجم: نادیا زکالوند