۱۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۵
خاطرات خبرنگاران به مناسبت روز خبرنگار

خانم فشارتان را بگیرم؟ /  زنده یاد حنانه زاکانی- خبرنگار ایرنا

در حال نوشتن بودم و تصور مي‌كردم كه گروه پزشكي مي‌دانند كه من از همراهان مركز پزشكي حج و زيارت هستم كه از سوي روابط عمومي مركز به اين سفر عرفاني و روحاني آمده‌ام.

همراهی با مجموعه‌ای صمیمی، مهربان و خونگرم، سرشار از شوق خدمت در نگاه و وجودشان، زمینه‌‌ساز خاطره هایی بسیار زیبا شد که با گذشت زمان، هر ثانیه آن‌ها را در ذهنم مرور می‌کنم.

یکی از جالب‌ترین خاطرات من در سفر به کربلای معلی، مربوط به یک شب تاسوعای حسینی است. آن شب مانند دیگر زائران وارد یکی از چادرهای امدادی شدم و بر روی صندلی نشستم  و با دقت، فعالیت‌های گروه پرستاری و پزشکان متخصص را زیر نظر گرفتم. دنبال سوژه‌هایی برای خبر و گزارش بودم.

در حال نوشتن بودم و تصور می‌کردم که گروه پزشکی می‌دانند که من از همراهان مرکز پزشکی حج و زیارت هستم که از سوی روابط عمومی مرکز به این سفر عرفانی و روحانی آمده‌ام. با آرامش مشغول نگاشتن یافته‌های بصری‌ام بود که یکی از پرستان زحمتکشی که آن شب شیفت کاری‌اش بود، گفت: خانوم می‌خواهید فشارتان را بگیرم؟!

این خانم یکی از پرستاران با سابقه اما جوان‌بخش اورژانس بیمارستان میلاد بود که با برخوردی عالی در ساعت ۲۳ شب، مرا با دیگر بیماران اشتباه گرفت.

گروه پزشکی مرکز حج و زیارت، با چه خلوص نیتی در شیفت‌های مختلف تلاش می‌کردند تا همه مراجعه کنندگان با رضایت کامل، چادرهای امداد را ترک کنند. برای این گروه پزشکی مهم نبود که بیمار عرب باشد یا پارس، زبان بداند یا خیر، سپاه باشد یا سفید؛ مهم این بود که بتوانند با تجویز به موقع دارو و حتی جراحی سرپایی درد بیمار را تسکین دهند.

نظرات کاربران

avatar
  Subscribe  
Notify of