۱۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۹
گفت وگو با بهزاد سیف‌‌اله پور و ملیحه بهکار کارآفرینان موفق کشور:

از تولیدکننده هیچ حمایتی نمی شود!

مقام معظم رهبری امسال را سال جهش تولید ملی اعلام کردند، اما احساس می کنم یکی ـ دو پله پایین تر آمده ایم! ایشان برای حمایت از تولید ملی وقت و انرژی می گذارند، اما مدیران فقط در این جلسه ها شرکت می کنند و حرف های ایشان را یادداشت می کنند و بعد یادشان می رود!

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری سلامت، در این چند ساله تولید کنندگان مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته اند. تورم و نوسانات ارزی کمر تولید کننده ها در تهیه مواد اولیه تولید، شکسته است. این اتفاق در همه لایه های تولید رخ داده است. حتی در صنعت پوشاک کشور. تولید کنندگان پوشاک برای تهیه پارچه و سایر ملزومات آن، مشکلات فراوانی دارند.

با این همه مشکلات چگونه می توان کارآفرینی کرد؟ اما بهزاد سیف‌‌اله پور و  همسرش ملیحه بهکار از کارآفرینان موفق کشور هستند که در صنعت پوشاک(برند بی بی وان) فعالیت می کنند.

گفت و گویی با این زوج موفق عرصه تولید داشته ایم که از نظرتان می گذرد:

*لطفا خودتان را معرفی کنید.

. بهزاد سیف اله پور هستم. مدیرعامل تولیدی «بیبی وان». ۴۲ سال دارم و ۲۵ سال است که در صنعت پوشا ک نوزاد تجربه دارم. ۱۵ سال است که تولیدکننده هستم. کار ما تولید پوشا ک نوزاد است از بدو تولد تا سه سالگی.

 * چطور وارد کار تولید شدید؟

همه ما در این صنف به صورت سنتی وارد این کار شدیم. من هم اوایل نسبت به این صنف شناخت کافی نداشتم و به واسطه برادرم وارد این کار شدم.

آمدم کار کنم و منبع درآمدی داشته باشم، اما به مرور به این کار علاقه مند شدم. دنبال این بودم که طراحی و تولید را به صورت حرفه ای یاد بگیرم، ولی متاسفانه آن زمان آموزشگاه حرفه ای وجود نداشت.

خارج از کشور به طور فشرده دوره ۴ ماهه دیدم. بعد برگشتم یکی ـ دو اتاق در یک حیاط گرفتم و شروع کردیم. ابتدا به عنوان مزدی دوز با یکی از دوستان کار کردم. همسرم در خانه بسته بندی می کرد. بعد یک مغازه ۱۴ متری گرفتیم. از بسته بندی شروع کردیم. مدتی که گذشت، یکی ـ دوتا چرخ گرفتیم. چون وارد بودم، شروع کردم به دوختن کار. کم کم کار را گسترش دادیم.

 یعنی دیگر همه کارهای آن کارفرما را من انجام می دادم. مرا معرفی می کرد می رفتم از پارچه فروش پارچه می گرفتم، کار را تولید می کردم و بسته بندی شده تحویل می دادم. بعد از مدتی تصمیم گرفتیم خودمان تولید کنیم.

* گفتید از ابتدا علاقه ای به این کار نداشتید. الان چطور؟

دو ـ سه سال که از شروع کار و شا گردی گذشت، به کارم علاقه مند شدم. آنقدر علاقه مند شدیم که یکسری کارها را برای اولین بار در ایران خودمان تولید کردیم.

آمدیم از الگوهای موفق کشورهای دیگر استفاده و آنها را بومی سازی کردیم. برای اولین بار در کشور لباسهای نوزادی تولید کردیم که مناسبتی بودند، مثل تم شب یلدا یا تم دندان و نوروز یا تم ورزشی نوزاد.

* در تولید چه چیزی شما را جذب کرد و باعث شد علاقه مند شوید؟

اول اینکه مجموعه بزرگی هستیم که با همسرم و فرزندم در کنار هم کار می کنیم. دوم اینکه برای کسب درآمد باید شغلی را شروع می کردیم. از طرفی یکی از جذابیت هایش این است که دیدن نوزاد و لباس نوزاد آدم را سر ذوق می آورد و تنوع این کار فوق العاده بالاست.

* به عنوان تولیدکننده، آینده اقتصاد کشور را چطور می بینید؟

صادقانه بگویم نگاه جالبی ندارم! چون از تولیدکننده هیچ حمایتی نمی شود، مخصوصا ما که در شهرهای کوچک هستیم. ما که در شهرستان هستیم برای یک درخواست کوچک باید کلی نامه نگاری کنیم و زمان بگذاریم و واقعا برای ما سخت است. مدیران ما نگاه به روز و وسیعی ندارند. ما که در کار تولید هستیم، داریم جنگ اقتصادی می کنیم. مقام معظم رهبری امسال را سال جهش تولید ملی اعلام کردند، اما احساس می کنم یکی ـ دو پله پایین تر آمده ایم! ایشان برای حمایت از تولید ملی وقت و انرژی می گذارند، اما مدیران فقط در این جلسه ها شرکت می کنند و حرف های ایشان را یادداشت می کنند و بعد یادشان می رود!

 در صورتیکه باید به تولیدکننده بها بدهند چون ما داریم اشتغال زایی می کنیم. ا گر شغل نباشد، مسایل اقتصادی مسلما مشکلات زیادی را در جامعه به وجود می آورد.

 من به طور مستقیم ۸۰ شغل و به طور غیرمستقیم بیش از ۱۷۰ شغل ایجاد کرده ام و تا این لحظه از هیچ ارگان دولتی هیچ پولی نگرفته ام. آورده شهرم برای من هیچی نبوده، اما من برای شهرم آورده خوبی داشتم. پس باید از من حمایت کنند، اما این کار را نمی کنند و مرا می اندازند در گیر و دار کار اداری.

 *مشکلات باعث نشده دلسرد شوید؟

خیر. من در کار خودم فوق العاده پیگیرم. زمانی بود که اینجا از من چیزی نمی خریدند. کارم را می گرفتم دستم و می رفتم شهرستانهای مختلف می گشتم دنبال عمده فروش و مغازه دار. خیلی تلاش کردم تا به اینجا رسیدم. اول به لطف خدا بعد آقا امام زمان(عج) آینده خودم و فرزندانم تامین است.

 می خواهم کاری انجام دهم که واسطه ای باشم برای کمک به همشهریان و هموطنانم. گاهی به جایی می رسیم که دیگر پول برایمان مهم نیست. دوست داریم حال دلمان خوب باشد. وقتی وضعیت اقتصادی جامعه و حال مردم را می بینم، دوست دارم حالا که لطف خدا شامل حال من شده و این موقعیت اجتماعی و اقتصادی را به دست آورده ام، به بقیه کمک کنم.

 تازگی ها با توجه به مشکلات همشهریان، کار در منزل را شروع کردیم. با دوستانی که در منطقه کار خیر می کنند، خانواده های نیازمند واقعی را شناسایی کردیم تا امکانات در اختیارشان قرار دهیم و کار را در منزل انجام دهند و برخی از مشکلاتشان حل شود.

* از این اشتغال زایی چه لذتی می برید؟

دیدن خانم هایی که زحمت می کشند و رزق و روزیشان را از اینجا می برند و بخشی از مشکلات شان حل می شود، لذتبخش و رضایتبخش است و برکت زندگی آدم را چندبرابر می کند. این برکت را کاملا لمس کرده ایم. ما هر نیروی کاری را استخدام نمی کنیم. به یکسری شرایط خاص نگاه می کنیم. مخصوصا وقتی می بینیم هموطنی به حمایت بیشتری نیاز دارد، سعی می کنیم از راه درست او را بیشتر حمایت کنیم.

* اگر خودتان مسوول بودید، چه کار می کردید؟

فضاهایی وجود دارند که از آنها استفاده نمی شود یا استفاده بهینه نمی شود. ا گر مسوولین شهری این فضاها را به من و امثال من بدهند، ما بهره وری آن را بسیار بالا می بریم. می توانیم از این فضاها برای اشتغال زایی استفاده کنیم. ا گر فضایی داشته باشیم با اجاره معقول و پایین که بتوانیم محصولات مان را به صورت مستقیم عرضه کنیم، مردم می توانند آنها را با قیمت مناسب تری بخرند. اگر مسوولان به تولید ملی نگاه حمایتی داشته باشند، خیلی خوب است. یا تسهیلاتی با بهره بسیار پایین و مدت بازپرداخت طولانی در اختیار ما قرار دهند تا ما هم توانایی پرداخت آن را داشته باشیم. گیرهای اداری را نداشته باشیم.

 * برخوردتان با کارکنان چگونه است؟

کار شوخی بردار نیست و باید جدیت های خودش را داشته باشد، ولی همیشه سعی می کنیم ارج و قرب همکارانمان را رعایت کنیم. آنها هم آدمی هستند مثل ما. هرکدام در موقعیت خاصی قرار داریم، اما برای ما قابل احترام هستند.

 * شاخص ترن تجربه ای که به دست آوردید و در کارتان هم از آن استفاده می کنید، چه بوده؟

شاخص ترین تجربه مشورت بود. هر وقت با همسرم مشورت نکردم و کاری را انجام دادم، ضرر کردم. اما هر زمانی که با ایشان همفکری کردم، بازدهی آن کار فوق العاده بود.

 *رمز موفقیت تان چیست؟

تلاش، پشتکار و روراستی با مردم. کالای خوب دست مردم می دهیم و حلال و حرام سرمان می شود. دوست داریم مردم از ما راضی باشند. همیشه به کارکنانم می گویم مردم برای این کالا پول می دهند، چرا باید ناقص دستشان برسد؟ خدا را خوش نمی آید. مردم پول می دهند و می خواهند کالا خوب و با کیفیت و درست گیرشان بیاید. ا گر راضی بودند که لازم نیست از من تشکر کنند چون بابت آن جنس پول داده اند، ولی خیلی بد است که کالایی را بخرند و ناراضی باشند.

 * آرزویی دارید که هنوز به آن نرسیده باشید؟

آدم با خودش و خدا خلوت هایی دارد. من هم همیشه آرزو کرده ام که تمام جوانها حتی فرزند خودم، زندگی مثل زندگی من داشته باشند. از زندگی ام خیلی راضی هستم. دو پسر دارم، پرهام و رهام. پرهام دیپلمش را گرفته و دانشجو است، اما واحدهای کمتری برداشته تا بیشتر به اینجا برسد. دفتر اصلی فروش دست اوست. رهام هم کلاس اول است.

 * آرزوی شخصی هم دارید؟

دوست دارم یک کارخانه به معنای واقعی داشته باشم و کارم را به کشورهای همسایه صادر کنم. دلم می خواهد آن قدر توان مالی داشته باشم که بتوانم بابت زحمات کارکنان فقط مبلغی ندهم که دولت می گوید و حقوق خوبی به آنها بدهم. یک کار سیستماتیک و شرکتی داشته باشیم که در منطقه زبانزد باشد. ما توانایی این کار را داریم. دلم می خواهد هم حال خودم خوب باشد هم کارکنانم و بتوانیم در کشور و منطقه ثروت تولید کنیم.

 * برای جوانها پیام خاصی ندارید؟  

وقتی کاری را شروع می کنند ناامید نشوند و تلاش کنند. قرار نیست هر مسیری که انتخاب می کنند با موفقیت روبه رو شود. قرار نیست کسی دست شان را بگیرد. مثال خود ما از صفر و کارگری شروع کردیم. از آن موقعیتی که برایمان به وجود آمد به نحو احسن استفاده کردیم. ا گر قرار باشد بنشینیم تا یکی بیاید بگوید این پول و این هم کار، اینطوری همه می توانند کاری انجام دهند. اما زیاد دوام نخواهد داشت. جوانها باید همت کنند و ایده های نو بیاورند. فکر می کنم هر کس با ایده نو و توانایی بالا و پشتکار و توکل به خدا جلو برود، موفق می شود.

* تا حالا در کارتان شکست خوردید؟

چندین بار کارهای مختلفی را شروع کردیم، اما به نتیجه نرسیدیم. حتی در صنف خودمان محصولاتی تولید کردیم یا شاخه ای را شروع کردیم و رفتیم جلو، اما موفق نشدیم.

قبل از اینکه به اینجا برسم چند شغل دیگر هم داشتم، ولی موفق نبودم. برگشتم به شغل اولی که از شا گردی آغاز کرده بودم و دوباره راههای مختلف را امتحان کردم. ا گر زحمت بکشیم، لطف خدا هم شامل حال ما می شود و می توانیم کسب وکارمان را جلو ببریم.

*حرف خاصی باقی مانده؟

مسوولان و مدیران شهر ما برای ما کاری نکرده اند، ولی ما بر حسب وظیفه و اینکه دوست داریم حال مردم شهرمان خوب باشد، هر کاری از دستمان برآمده برایشان انجام داده ایم. آورده مجموعه ما حداقل برای شهرمان خوب بوده. این را هم بگویم، درست است که در شهرستان هستیم، تقریبا تمام نقاط کشور نمایندگی داریم. ما در شهرستان کوچکی هستیم با افکار محدود مدیران مان، اما خودمان و دوستان و همکارانمان افکار بزرگ و دید بازی داریم که توانستیم از این شهر کوچک پا بگیریم و رشد کنیم تا بتوانیم جزو برترینهای پوشا ک نوزاد باشیم.

گفت وگو با ملیحه بهکار، همسر کارآفرین

به اقتصاد کشورم خوشبین نیستم!

 * لطفا خودتان را معرفی کنید. چطور با همسرتان مشغول کار شدید؟ ملیحه بهکار هستم، ۴۱ ساله. بعد از ازدواج با همسرم وارد دانشگاه شدم و همزمان دنبال شغل مناسبی بودم. چند وقت شا گرد خصوصی تدریس میکردم، ولی هزینه تحصیلم را تامین نمی کرد و باب میلم نبود. همسرم در یک تولیدی مشغول کار بود. به خاطر علاقه زیاد به همسرم، دوست داشتم همیشه در کنار هم باشیم. تا اینکه تصمیم گرفتیم با هم این کار را ادامه بدهیم.

 *این همکاری باعث خلا عاطفی در خانواده نشده یا اینکه به خاطر شاغل بودن، در تربیت فرزندان کوتاهی شود؟

 این همکاری نه تنها باعث خلا عاطفی نشده بلکه علاقه ما را چندین برابر کرده. از طرفی برای تربیت فرزندانمان بیشتر با هم تعامل داریم. همفکری ما بسیار مثمر ثمر است و چون با هم هستیم، در کارها خیلی به هم جرات می دهیم و قدم های بزرگ برمی داریم.

 * آیا به آینده اقتصاد کشور خوشبین هستید؟

من به عنوان یک زن که چند سال است در کنار همسرم کار تولید را در سطح بالایی انجام می دهیم، به اقتصاد کشورم خوشبین نیستم!

 * چرا خانم های بی سرپرست را استخدام می کنید؟

هدفمان این است که بخشی از مشکلات مردم کشورمان را حل کنیم.

* یک جمله درباره همسرتان:

بسیار متین و به معنای واقعی آقا هستند. خیلی به ایشان افتخار می کنم و تا آخرین لحظه، هم در کار و هم در زندگی همراه خوبی برایشان خواهم بود.

 * کار تولید چه تاثیری روی شما به عنوان یک زن داشته است؟

تاثیر زیادی داشته. کلا کار جوهر آدمی است و به زندگی جهت و معنی می دهد. از زن بودنم خوشحالم که توانستم تکیه گاه یک مرد بزرگ شوم که زمینه ای فراهم کرده تا چندین خانواده تامین معاش کنند.

* در موفقیت همسرتان چقدر نقش داشتید؟

هر دو نقش زیادی داشتیم چون تولید کار یکی ـ دو نفر نیست و باید چندین نفر در راس باشند. در این میان نقش و وظیفه من هم کم نیست و مدیریت کارگاهها را به عهده دارم. از آنجایی که در سختیها تحمل خانم ها از آقایان بیشتر است، هر وقت که به مشکل خوردیم، قوت قلب همسرم بودم. او هم همیشه از من قدردانی کرده است.

 *به جوانها چه توصی های دارید؟

 توصیه می کنم خدا را هرگز فراموش نکنند.

 * صحبت پایانی.

از مسوولین خواهش می کنم به فکر آینده و جوانها باشند. ا گر از ما تولیدکننده ها حمایت کنند، زمینه اشتغـــــال زایــــــی فــــــراهـــم می شود و جلو انحرافات زیادی در جـــامعه گـــــرفته می شـــــــود زیـــــرا بیــــــشتر انحرافات به خاطر اقتصاد ضعیف خانواده هاست.

 

گفت و گو : مریم احمدی

نظرات کاربران

Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x