آذردخت داوری در گفت‌وگو با طبنا (خبرگزاری سلامت)، درباره «جنون دزدی» گفت: این اختلال که به آن Kleptomania  نیز گفته می‌شود تمایل غیرقابل مقاومت در مقابل دزدیدن اشیا  کم ارزش و بی‌ارزش است.

وی با بیان اینکه افراد مبتلا به این اختلال در مقابل تکانه دزدیدن اشیای بی‌ارزش ناتوان هستند، ادامه داد: این افراد غالبا شی دزدیده شده را  دور می‌اندازند یا پنهانی برمی‌گردانند یا در خفا نگه می‌دارند به عبارت دیگر هدف این بیماران انجام عمل دزدی است نه به دست آوردن شی مشخص و استفاده مادی از آن، زیرا این افراد توان خرید شی دزدیده شده را دارند.

این روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: افرادی که جنون دزدی دارند برای این‌ کار برنامه‌ریزی نمی‌کنند و کسی را نیز درگیر کار خود نمی‌کنند، تنش این بیماران پیش از دزدی  به شدت بالا می‌رود و وقتی دزدی را انجام می‌دهند تنش‌  آنها کاهش یافته و احساس رضایت می‌کنند. آنها به گرفتار شدن خود فکر نمی‌کنند وبه رغم اینکه در مواردی فرد دستگیری‌های مکرر داشته است تحقیر ناشی از بازداشت بر وی تاثیری ندارد.

وی با بیان اینکه پژوهش‌ها نشان می‌دهد که جنون دزدی ممکن است با اختلالات دیگری از جمله اختلال شخصیت اسکیزوئید،اختلال شخصیت مرزی یا اختلال کنترل تکانه همراه باشد، عنوان کرد:  افرد مبتلا به اختلال دزدی در کارکردهای اجتماعی و شغلی دچار مشکل می‌شوند و مطالعات نشان داده که از کیفیت زندگی خود رضایتی ندارند زیرا به دلیل رفتارشان دچار مشکلات قانونی می‌شوند.

به گفته داوری پژوهش‌ها نشان داده که  زنان مبتلا به اختلال دزدی بیش از مردان مبتلا ، برای درمان به روانشناس مراجعه می‌کنند.

وی با بیان اینکه عوامل روانی-اجتماعی در ایجاد این اختلال دخیل هستند، بیان کرد: معمولا این افراد دچار استرس شدید هستند، همچنین وقتی دچار فقدان عزیزان می‌شوند یا  روابط با اهمیت‌شان قطع می‌شود میزان اختلال در آنها افزایش می‌یابد.

جنون دزدی راهی برای ابراز خشم

این روانشناس بالینی  با بیان اینکه روانشناسان نظرات مختلفی درباره علل این بیماری دارند، اظهار کرد: روانکاوان روی ابزار تکانه‌های پرخاشگری تاکید کرده و معتقدند این افراد می‌خواهند خشم خود را نشان دهند، همچنین این عمل وسیله‌ای است برای بازسازی روابط از دست رفته مادر و کودک و یا ابزاری دفاعی است در برابر ترس از آسیب یا صدمه دیدن یا راهی‌است برای افزودن عزت نفس در این افراد.

وی با تاکید براینکه عوامل زیستی نیز در ایجاد این بیماری نقش دارند، اضافه کرد: بیماری‌های مغزی،  کم‌توانی ذهنی اختلالات کنترل تکانه، اختلالات متابولسیم خصوصا کاهش یا افزایش سروتنین در فرد می‌تواند در ابتلا به این بیماری موثر باشد.

داوری گفت: بررسی خانواده این افراد نشان  می‌دهد که معمولا در این خانواده‌ها  اختلالات خلقی یا کنترل تکانه زیاد دیده شده است همچنین مصرف الکل در خانواده‌های این افراد بسیار مشاهده شده است، اما علت ژنتیکی درباره ابتلا به این بیماری گزارش نشده است.

وی تصریح کرد:  مداخلات دارویی یا مصرف داروهایی که سروتنین را تنظیم می‌کند در درمان این بیماری موثر هستند، همچنین استفاده از روش‌های روان‌درمانی از جمله درمان شناختی-رفتاری و روان‌درمانی بینش‌گرا کمک‌کننده هستند، حساسیت‌زدایی تدریجی و شرطی‌سازی نیز دیگر راهکارهای قابل استفاده در درمان این بیماری هستند.

این روانشناسی بالینی با اشاره به دستگیری‌های مکرر افراد مبتلا به این اختلال و حضور آنها در دستگاه قضایی تصریح کرد: استفاده از روانشناس در محاکم بسیار ضروری است، زیرا تشخیص اینکه فردی به دلیل بیماری مرتکب عمل دزدی می‌شود باعث می‌شود وی مورد درمان قرار گرفته و دستگاه قضایی دیگر مجبور به انجام هزینه‌های مکرر برای دستگیری و تشکیل پرونده و محاکمه چنین فردی نباشد.

وی اظهار کرد: تشخیص اختلالات سلوک و درمان آن بسیار کمک‌کننده‌تر از دستگیری افراد مبتلا به این اختلالات است و از آسیب‌های بیشتر به خانواده‌ها و خود فرد جلوگیری می‌کند.

 

گفتگو: سیدعلیرضاریاض