هفته سلامت در حالی به اتمام رسید که به دلیل همزمانی این هفته با مهم ترین رویداد سیاسی کشور یعنی انتخابات ریاست جمهوری و برنامه ریزی برای تبلیغات و مناظره ها تقریباً اولویت هیچ کس سلامت و توجه جدی به این هفته نبود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری سلامت اما آیا تمام مباحث سیاسی مربوط به انتخابات با هدف انتخاب فرد اصلح برای تأمین سلامت مردم و جامعه اسلامی صورت نمی گیرد؟

واقعیت این که سلامت، از هر منظر، رکن اصلی زندگی دینی و مدنی جامعه ما است و دلیل این مدعا نیز توجه بسیار جدی به «صحت و امان» از منظر اسلام و قوانین مرتبط با سلامت در کشور است.  موضوع سلامت هم در دستورات صریح قرآن و احادیث، هم در قانون اساسی، هم در چشم انداز سند ۱۴۰۰ کشور و نیز سایر مطالبات و دستورات مقام معظم رهبری، قوانین اجرایی کشور و طرح های دولت ها موضوعی محوری و مهم بوده و هست. بر این اساس باید سؤال کرد موضوع سلامت جامعه در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، سخنان نامزدهای ریاست جمهوری و در نهایت در برنامه های آتی دولت آینده چه جایگاهی خواهد داشت؟ و البته مطالبات مردم در خصوص سلامت چیست؟

با نگاهی اجمالی به مسیرهای مختلف طی شده توسط دولت های سابق در حوزه سلامت می توان مشاهده کرد که در برخی از دوره ها گرایش جدی دولت ها به سلامت و در برخی دیگر توجه به درمان محور فعالیت ها بوده است و این در حالی است که پیشگیری در دستور اسلام و رهبری نسبت به درمان اولویت دارد.

در دولت یازدهم نیز درمان محور اصلی برنامه ها بود و با اجرای طرح تحول سلامت و مطرح شدن مباحثی از قبیل تجمیع بیمه ها و … رویکرد دولت و وزارت بهداشت را می توان بیشتر درمان محور تحلیل کرد. البته در این خصوص اتفاق خوبی نیز رخ داد و با عنایت ویژه مجلس در تأمین بودجه مبلغ خوبی به وزارت بهداشت تخصیص داده شد اگر چه وزیر پرکار بهداشت معتقد بود همه بودجه تخصیص داده نشد، اما مسیر درمان مردم با دریافت دفترچه بیمه ها و استفاده از خدمات بستری هموار و شاهد رضایت نسبی مردم در حوزه درمان بودیم.

البته در بررسی عملکرد وزارت بهداشت دولت یازدهم نمی توان مباحثی از قبیل چالش های رخ داده در جامعه پزشکی و مخالفت هایی که با طرح های وزارت بهداشت وجود داشت و دارد را نادیده گرفت البته وزیر بهداشت این انتقادها را نیز پذیرفت و قبول کرد که طرح تحول سلامت مشکلاتی دارد که باید مرتفع شود.

اما سؤال و ابهام مهمی که اکنون در حوزه سلامت آینده کشور مطرح است این است که سرنوشت تجمیع بیمه های درمان به کجا خواهد کشید و آیا مسیری که تاکنون در این زمینه طی شده می تواند به بهترین عملکرد به نفع مردم در آینده منتهی شود؟ آیا طرح تحول سلامت و سایر طرح ها نیمه کاره در دولت های بعدی نیز پیگیری خواهد شد و وزیر بهداشت آینده (هر کسی و از هر گروهی که باشد) این طرح‌ها را دنبال خواهد کرد؟ یا همانند بسیاری از طرح ها راه سخت طی شده نادیده گرفته می شود و به دلیل وجود برخی معایب، کل طرح به فراموشی سپرده می شود؟

آنچه تاکنون طی شده یک مسیر پر فراز و نشیب بوده که نتایج مثبت و منفی در پی داشته اما نباید فراموش کرد که تجربه کسب شده تا اینجای کار خود یک سرمایه عظیم است که باید حفظ و بقیه مسیر سلامت کشور در راستای ارتقای آن تداوم یابد.

البته مسائلی نیز در این بین وجود دارد که نباید از نظر دور داشت. در تحلیل طرح تحول سلامت باید این نکته را در نظر داشت که توجه این طرح به پیش گیری کم رنگ بوده و در دولت بعدی باید این نقص جبران شود، همچنین باید فکری اساسی برای تجمیع بیمه ها، سطح بندی خدمات، تأمین منابع برای طرح سلامت، پیگیری بهداشت در آموزش همگانی و … شود. به ویژه که اکنون طرح تجمیع بیمه ها و اصلاح نظام بیمه ای در دستور کار مجلس قرار دارد و اجرای آن قدر مسلم در دولت بعد صورت خواهد گرفت حتماً باید به عنوان یکی از برنامه های تأثیرگذار در نظام سلامت به عنوان مطالبه مد نظر مردم و دست اندرکاران نظام سلامت مطرح باشد.

مسئله دیگری که وجود دارد این است که آیا موضوع سلامت صرفاً به وزارت بهداشت و درمان محدود است؟

واقعیت این است که سلامت مردم منحصر به عملکرد یک دستگاه و وزارت خانه نیست، اگر چه افسردگی افراد تحصیل کرده اما بیکار را باید پزشکان درمان کنند، آن هم در حالی که تعرفه های سنگینی برای مشاوره های روانپزشکی وجود دارد و عموملاً هم بیمه ها در این زمینه سکوت کرده اند و کمکی نمی کنند، اما وزارت بهداشت مسئول ایجاد اشتغال نیست. اگر چه مسئول تحریم ها وزارت بهداشت نیست اما بیماران هستند که درد نبود دارو را با تمام وجود درک می کنند. اگر چه مسئول مستقیم بیمه ها وزارت بهداشت نیست اما تار و پود این وزارت خانه با این موضوع در هم تنیده شده است. بر این اساس باید در نظر داشت که هر سیاستی در کشور به نحوی به سلامت مردم مرتبط است و در این برحه حساس کنونی باید به دقت رصد شود که برنامه های ارائه شده توسط نامزدها چه تأثیرات مستقیم و غیر مستقیمی بر سلامت جسم و روح و روان مردم خواهد داشت.

در نهایت باید یک سؤال کلی اما مهم مطرح کرد: نقشه راه آینده را چگونه می توان ترسیم کرد؟ به نظر می رسد در این حوزه بهترین اقدام این است که رئیس دولت آینده (هر کسی که باشد) با تجمیع نخبگان حوزه بهداشت، درمان و سلامت، آنچه تاکنون طی کرده ایم را ترسیم و مشخص کند تا بر اساس مسیری که آمده ایم و تجربه هایی که در این مسیر کسب شده بتوان آینده را بهتر برنامه ریزی و مدیریت کرد. آینده ای که در آن تحول سلامت با تحولی بنیادی به سمت تعالی پیش برود.

کدخبرنگار۴۱۰۸۰